تبليغاتX
اردیبهشت - سخن دوست خوش‌تر است
يادداشت‌های يك روزنامه‌نگار

 

  يك عالمه حرف جمع شده بيخ گلوم. مانده بودم كدام‌يك را اول بنويسم. همين‌جوري دل زدم به دريا و از حافظ مدد گرفتم. اين شعر آمد. (من هم به مصداق اين سخن كه: «از هرچه بگذريم سخن دوست خوش‌تر است» جواب حضرت حافظ را مي‌آورم كه ملالي هم در آن نيست.

 

يا رب سببي ساز كه يارم به سلامت

بازآيد و برهاندم از بند ملامت

 

خاك ره آن يار سفركرده بياريد

تا چشم جهان بين كنمش جاي اقامت

 

فرياد كه از شش جهتم راه ببستند

آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

 

امروز كه در دست توام مرحمتي كن

فردا كه شوم خاك چه سود اشك ندامت

 

اي آن كه به تقرير و بيان دم زني از عشق

ما با تو نداريم سخن خير و سلامت

 

درويش مكن ناله ز شمشير احبا

كاين طايفه از كشته ستانند غرامت

 

در خرقه زن آتش كه خم ابروي ساقي

بر مي‌شكند گوشه محراب امامت

 

حاشا كه من از جور و جفاي تو بنالم

بيداد لطيفان همه لطف است و كرامت

 

كوته نكند بحث سر زلف تو حافظ

پيوسته شد اين سلسله تا روز قيامت

 

 

نوشته شده توسط حمیدرضا داداشی در ساعت 23:8 | لینک  |